2تا داستان خنده دار و محشر و زیبا فقط برای شما

2تا داستان خنده دار

2تا داستان خنده دار و محشر براتون که بپکید از خنده خیلی خنده دارن حتما این 2تا داستان خنده دار بخونیدشون نظر هم یادتون نره لطفا

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید.

از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟

فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی داشت.

بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد.

خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد!

بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!

وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت…….!

********************داستان خنده دار*****************

غضنفر تو تاکسی نشسته از بغلیش میپرسه ساعت چنده میگه دو وربع میگه یه ساعت دیگه میرم خونه شورت زن مو در میارم حال میده

مرده بد نگاهش میکنه دوباره میپرسه ساعت چنده مرده میگه 2:30 میگه 45 دقیقه دیگه میرم شورت زن مو در میارم حال میده

مرده باز یه جوری نگاهش میکنه دوباره میپرسه ساعت چنده میگه2:45 میگه نیم ساعت دیگه میرم شورت زن مو در میارم حال میده

مرده دیگه این بار صداش در میاد میگه اقا اینجا زن و بچه هست بسه دیگه میگه خب چیکار کنم صبح اشتباهی شورت زن مو پوشیدم داره اذیتم میکنه!

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.