فانتزی های خیلی خیلی با نمک

فانتزی
فانتزی

یکی از فانتزی هام اینه که شرکت جی ال ایکس غول گوشی سازی دنیا بشه
مرور گر یوز جای گوگل رو بگیره
خلاصه بگم که دوست دارم غول دنیا بشیم دیگه
تا فانتزی بعدی شما را به خدا میسپارم:]

…………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزیای من اینه که یه روز که اعصابم داغونه با مشت بکوبم به دیوار بعد دیوار ترک بخوره ساختمون بریزه پایین بعدش من زیر آوار گیر کنم و بعد از یک ماه از اون زیر درم بیارن،یهو خبرنگارا بریزن سرم بپرسن این یک ماه و چجوری گذروندی؟!0-0
منم زل بزنم تو چشماشون و بگم:به نام خدا وقتی ساختمون سقوط کرد من تن تاک پام بود:|دراز کشیدم،پاهامو گرفتم بالا،حالاهم زندم =)))
(فقط امیدوارم مصاحبم رو نشون بدن^-^)

………………………………………………………………………………………………………………….

فانتزیم شده:

زمستون امسال “آدم برفی درس کنم”

چه وضعشه خو من برف میخوام 🙁

……………………………………………………………………………………………………………………..

اقا شاید باورتون نشه ولی من ب یکی از فانتزیام رسیدم فانتزیم این بود ک خودمو تو لباس عروسی ببینم که بالاخره دیدم ولی براش سختیهای زیادی متحمل شدم سه روز کامل تمام کارای داداشمو انجام دادم تا بالاخره راضی شد باهم بریم مزون ونقش دامادو بازی کنه

دیوانه م خودتی ک نمیری دنبال فانتزیات

…………………………………………………………………………………………………………………

فانتزی من اینه که عاشق یه فرد خاصی بشم بعدش بفهمم که صمیمی ترین دوستم هم عاشق اون فرد خاصه بعدش به خاطر رفاقتمون از عشقم دست بکشم تا بعضیا بفهمن که رفاقت ارزشش بیشتر از این حرفاست…
آره داش

……………………………………………………………………………………………………………………

فانتزی من اینه
.
.
.
.
.
.
یه دنیای بدون کینه…

……………………………………………………………………………………………………………………

مورد داشتیم طرف عاشق فروشنده یه مغازه شده
دومیلیون تومن جنس خریده تا بالاخره تونسته حرف دلشو بزنه
.
.
.
.
مدیونی اگه فک کنی دایی پسر خاله ی نوه ی مادربزگم بوده ها

………………………………………………………………………………………………………………………
یکی از فانتزی های من اینه که
وقتی دارم پشت کامپیوتر کارامو انجام میدم
اینقد مارو صدا نزنن که
امیر بیا شام بخور
غذا سرد شد …
سفره پهنه و …
.
قسمت مهمش اینجاس ک وقتی میری , میگن سفره رو پهن کن , هنوز غذا دم نکشیده …

خدایا چرا اینقد با افکار و اعمال من بازی می کنن اینا …

(الکی دیگه مثلا منم کلی کار زندگی دارم از خودم … )

…………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزی های من اینه که
یه بارم که شده وقتی دارم فال میگیرم حضرت حافظ جواب نیتمو بده .
نیت میکنم ، دانشگاه قبول می شم ؟ میگه مسافر داری به زودی به یارت میرسی.
میگم ، به یارم میرسم؟میگه با دوستانت مهربان باش و دعوا نکن.
میگم ، با دوستام چجوری باشم؟میگه به خواسته ات می رسی!
نمی دونم من نمیتونم منظورمو برسونم یا حضرت سنشون خیلی رفته بالا !!!!!

……………………………………………………………………………………………………………………..

یکی از فانتزیامم اینه که همسرِ آینده ام اسمش “دنیا” باشه…تازه هم رانندگی یاد گرفته باشه… بعد اون پشت فرمون داره رانندگی میکنه منم رو صندلیِ کناریش نشسته باشم… بعد اون چون دس فرمونش خوب نیست، جوری رانندگی کنه که من ازترس،دل و قلوه ام
بیاد تو دهنم… بعدشم من با ترس و با یه صدای غمگین و خسته با صدای رضا صادقی،
به همسرم بگم :
.
وایسا دنیــــــــا… وایسا دنــــــــــیــــــــــــــــااااااا… من میخوام پیاده شـــــــــم…

:))))

………………………………………………………………………………………………………………………

يکي از فانتزيام اينه که ! آهنگ کلاه قرمزي رو بزارم واسه پيشوازم …

فک کن مادرشوهرت زنگ بزنه ، بعد :
سلام الاغ عزيز ،حالت چطوره ؟؟

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.