فانتزی من اینه……..!!!!!

فانتزی....
فانتزی….

یکی از فانتزیام اینه که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﻤﻮﻥ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﮕﯿﺮﻩ
ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﯾـﻪ ﺗــﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻡ
ﺑﻌﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﯾﻬﻮ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺟـﯿﻎ ﺑﺰﻧﻪ ﺧـــــــﺎﮎ ﺗﻮ
ﺳﺮﻣﻤﻤﻢ ﺩﺧـدﺮﻡ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ !!
ﺩﺧـدﺮﺵ 19 ﺳﺎﻟﺸﻪ
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ، به چش خواهري هم بد تيكه اي نيس !
ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﺑﺎ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﮐﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺗـﻪ
ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪﻩ
ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ :
ﯾﻪ ﭘـﺘﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ براااااااام
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﻭ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ !
ﺑﻌﺪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺑﺸﻪ ، تيكه هاش بپاشه تو خيابون
ﺑﻌﺪ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ,نههههههه….
ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﻫـﯿـﺮﯼ ﻭﯾـﺮﯼ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﺑـﺰﻧﻪ ﺍﺁﺍﺍﺍﺍﺍ
ﺍﻭﻧﺠﺎﺭﻭ !!
ﯾﻬﻮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﯿﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻫﻤﻪﺳﻮﺕ و جيـغ
ﺑﮑﺸﻦ ﺑﺮﺍﻡ
ﺑﻌﺪ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﻣﻦ ﭘﺸﺖ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﮕﻪ
ﺑﻬﺖ ﺍفتخار ﻣﯿﮑﻨﻢ پسـرم
ﺩﺧـدﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﻨﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ
يه ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻪ و از راه دور واسم بوس بفرسته
همين جوري هم آمبولانس توي دود محـو بشه …!
ﺍﺷﮑﻢ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﺑﺸﻮﺭﻡ
حیف خونمون آپارتمانی نیست 😐

……………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزیام اینه که
مدیر عامل یه شرکت گنده باشم
بعد عکس خانوممُ تو یه قاب
رو میز بزارم
بعد هروخ خسته شدم
با عشق بهش نگاه کنم و آرامش بگیرم 🙂

……………………………………………………………………………………………………………………..

یکی از فانتزیای محال من اینه که :

تموم پیراهن رکابیای تتلو بگیرم آتیش بزنم تا دیگه با پیراهن رکابی عکس نگیره

……………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزیام اینه که قبل ورودی دانشگاه جایی درست کنم مثه دستشویی که بعضی استادا (تاکید میکنم بعضی‏ استادا)‏ قبل اینکه بخوان وارد دانشگاه شن برن اونجا و هر عقده و کینه و مشکلی دارن اونجا تخلیه کنن تا اونارو سر دانشجوی بدبخت خالی نکنن‏!‏‏‏!‏‏!‏ ناموسن فردا میخوام برم دانشگاه استاد درس اصول سرپرستی رو گیر بیارمو خیلی محترمانه ازش بپرسم به چه انگیزه ای بهم داده 4.25 و بالاترین نمره ی کلاس شد 13 !!! آخه منی که رشتم الکترونیکه چه به روشهای انبار داری و پرورش قارچ!!؟؟

………………………………………………………………………………………………………………..

یکی از فانتزیای من اینه که بالش طبی زانکو بخرم بعد رویاهای خود را با بالش طبی زانکو ببینیم!!
بلکه شاهزاده سوار بر فرغونمونو توش دیدیم!!

……………………………………………………………………………………………………………………

یکی از فانتزیام اینه که
یه روزی شرکت های خودرو سازی خارجی بتونن با شرکت های خودرو سازی ایرانی رقابت کنن

آخه دیگه خسته شدم از بس شرکت های ایرانی رقیبی در اندازه های خودشون ندارن
مثلا بنز عمرا بتونه ماشینی در حد و اندازه های پراید بزنه
یا تویوتا هم نمیتونه ماشینی در حد و اندازه های سمند بزنه
فرض محال که بالاخره شرکت های خارجی تونستن با شرکت های ایرانی رقابت کنن ، ولی چه فایده که من دیگه نیستم!!!!
واقعا حیف !!!!!
آحه من زودتر محو افق شدم 🙁

……………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزیام اینه که :
برم یه تحقیقاتی بکنم بفهمم کریس رونالدو یه رگش ایرانیه.
بعد برم بهش بگمو اونم کلی حال کنه!!!
تاره بهم بگه فارسی هم بلده !!!
بعدش به عنوان نماینده ملت و کیروش راضی کنمش بیاد تیم ملی ایران بازی کنه برامون ( چه حالی میده)!!!
کریس بیاد و تو جام ملت های آسیا بازی کنه اما ایران تو مرحله گروهی حذف بشه
بعدش از رئال هم بندازنش بیرون
تو این زمان من با دلال بازی بیارمش استقلال کنار خسرو و آرش و با استقلال قهرمان جام باشگاه های جهان بشه!
ولی بازم همه دنیا شاکی میشن که چرا لذت دیدن بازیشو تو رئال ازشون گرفتیم
و خلاصه همه میفتن دنبال اینکه کی این کارو کرده ، ولی همه کور خوندن 🙂
دیگه میدونید من کجام !!!
نمیدونید ؟!!!
جدا نمیدونید ؟؟؟؟؟!!!!!!

من محو افق شدم دیگه 🙂

………………………………………………………………………………………………………………………

فــــــانتــزی مــن اینه یـه جـا بــــرم اسمی از “جاستــــین بــیبر ” نباشه :/
ای خدااااااااااااااااااا

………………………………………………………………………………………………………………………

یکی از بزرگترین فانتزیام اینه که
تصادف کنم برم تو کما
بهد که روحم از بدنم جدا شد
برم ببینم کیا واقعا ناراحتن…!
فک کنم تنها راه تشخیص دوست از دشمن همین باشه،تو دنیایی که حتی نمیتونی به چشماتم اطمینان کنی..¤_¤

…………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزیام اینه بغل ی بادجه تلفن وایسم تا ی خانوم اومد بغلم بگم:همین که گفتم یا بیست میلیونو میارید یا دیگ بچتونو زنده نمیبینید,بعدش تلفنو محکم بکوبم و رد شدنی ی زیر چشی به بچه اون خانومه نگاه کنم.یعنی به آرزوم میرسم؟

…………………………………………………………………………………………………………………….

یکی از فانتزی ها دوران بچگیم این بود از روی جدول ها کنار خیابون بدوم روزی سه بار می افتادم ولی دوباره پرو پرو میرفتم میخوردم زمین.خوددرگیری مضمن داشتم خخخخخخ.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.