عاقا فک و فامیله ما داریم؟

فک و فامیل
فک و فامیل

عاقا ما یه دایی داریم امسال کنکور داده داشتیم رتبه شو سه رقم سه رقم جدا می کردیم که از کانون قلم چی زنگ زدن بهش گفتن ما به تو 5 میلیون میدم فقط نگو میومدی کلاسای ما باید بگم دایی گرام دهه هفتادی حالا هی بگید دهه هشتادی ها گودزیلان

…………………………………………………………………..

نشسته بودیم ماست موسیر با چیپس میخوردیم .شوهر خواهرم خییلی جدی گفت .تو شمال کوهاش پره از ماست موسیر (منظورش موسیربود)منم بهش میگم خوب بیا بریم یه سطل ماست بیاریم اینجا بسته بندی کنیم بفروشیمشون .

یه همچین فک و فامیل داغونیه دارم من.

…………………………………………………………………….

زن پسر خالم زنگ زده به شوهرش که بیا پدرمادرم اومدن شام منتظرتوهستیم. اونم گفت من روستای مغان هستم باربردم بعد دیدیم از کباب فروشی محلشون اومد بیرون زنشم دید.
شوهرش 🙂
زنش 🙁
فک وفامیل داریم

…………………………………………………………………..

من:من میخوام گوشمو ۲ تا دیگه سوراخ کنم بشه ۳ تا

دختر عموم:منم میخوام ۴ تا دیگه سوراخ کنم بشه ۵ تا

عموم:منم میخوام گوشمو انقد سوراخ کنم که بشه تور!!!!!

…………………………………………………………………….

یکی میگفت:

ﺳﺮ ﻣﻴﺰ ﺷﺎﻡ ﺑﻮﺩﯾﻢ واسم اس.ام.اس اﻭﻣﺪ!

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ :

ﺑﺒﻴﻦ ﺑﭽﻪ ﻣﻦ ﻓﻌﻼ ﻭﺍﺳﺖ ﺯﻥ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ!

ﻣﻦ

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ : ﺣﺎﻻ ﻛﻲ ﻫﺴﺖ ﺍﻳﻦ ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ﺑﮕﻴﺮﻳﺶ ؟

ﻣﻦ

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻛﻮﭼﻴﻜﻢ : ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻌﺪﺵ ﻧﻮﺑﺘﻪ ﻣﻨﻪ ﻫﺎ !

ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻣﻦ…

ﺑﺎﺑﺎﻡ رو به من : اه؛اه … پاشو گمشو! این بچه رم هوایی کردی!

ﻣﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ

ﺣﺎﻻ اس.ام.اس از کی بود؟

“ایــرانسل”

………………………………………………………………….

داداشم از آبجیم پرسید صدی چطوره؟ چیکار میکنه؟
آبجیمم گف مثل گوسفند زل زده ب مانیتور با اوم موهاش:/
من:/
داداشم:/
آبجیم:D
سازمان حمایت از حیوانات:)
گوسفند^_^

…………………………………………………………. ………..

چند روز پیش عمه ام آش ریخته تو کاسه برده واسه همسایشون… بعد همسایشون هم کاسه رو پر از لیمو شیرین کرده برگردونده…
حالا دختر عمم میگه از این به بعد با قابلمه براشون آش ببر….
اصلا هم شکمو نیستاااااااا
.
.
.
فک و فامیله ما داریم عایــــا؟؟؟

………………………………………………………………….

تو تلویزیون داشت یه پسر ۱۸ساله رو نشون میداد که باباش نمایشگاه ماشیناشو
کلأ زده به نامش
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حدس بزنید من داشتم چکار میکردم
داشتم با پیچ گوشتی داغ یه سوراخ به کمربندم اضافه میکردم که امسال هم برام اندازه باشه

………………………………………………………….. ………

مسابقه ثانیه ها میپرسه کدوم ضرب المثله که میگه داشته های هر کس حاصله تلاشه خودشه….(دقیق یادم نی یه همچین چیزی)؟
بابام اومد بگه مثلا من بلدم…
با اعتماد به نفس جواب داد:الاعمالُ بالانسان…
اصن خمسه هم داشت چپ چپ نگاه میکرد…
منکه ترسیدم بمونم خونه بندازنم بیرون،خودم رفتم…
سکوت

…………………………………….. ………………………

شمام تو خونه اتون جرئت اینکه وایسید رو ندارید یا فقط من اینجوریم؟
.
.
.
.
.
تا پا میشم بهم میگن حالا که پاشدی یه چایی بیار بخوریم…
تصمیم گرفتم از این به بعد نشسته راه برم

………………….. ………………………………………………..

رفته بوديم خونه عمم بعد عمه ومامانم شروع كردن در مورد تابلو فرش حرف بزنن بعد عمم اشاره كرد به يه فرشي كه قبلا بافته بود
وگفت ببين اين فرش خيلي قشنگ بود ولي حيف ضايش كردم بعد اين گودزيلاي ماهام به نگا به فرش كردو گفت آره واقعا خيلي ضايه شده
بيچاره عمم 🙂

……………………………………………………………………
بابام خطاب به داداشم:گوساله وایسا ببینم
داداشم:چی شده بابا؟؟؟؟؟؟چی کار کردم!!!!!
بابام:یا حضرت بروس…بگیر که اومد…(با کف پا زد تو گوشش)
کره خر توله سگ میری تو فیسبوق میگی پدرم کولرو روشن نمیکنه!!!
هیچی نگو دختر عمه ات همه چی رو گفته…بی لیاقت عیاش من که دیروز 12 دیقه کولرو روشن کردم!
من :))))))))
بابام :)))))))))
داداشم 😐
دختر عمم :)))))))))))))))))))))))))))

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.