داستان پندآموز و آموزنده خوشبختی کجاست؟

داستان پندآموز در کافه جوک
داستان پندآموز در کافه جوک

داستان پندآموز و آموزنده خوشبختی کجاست؟

خدایا! خوشبختی اینجاست. در نگاه و لبخند دیگران

شخصی از خدا پرسید: خوشبختی را کجا می توان یافت؟

خدا فرمود: آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.

او با خود فکر کرد و گفت: اگر خانه ای بزرگ داشتم، بی گمان خوشبخت بودم.

خداوند به او خانه ای بزرگ عنایت فرمود.

دوباره او گفت: اگر پول فراوان داشتم، یقیناً خوشبخت ترین مردم بودم.

خداوند به او پول فراوان عطا کرد.

…اگر…اگر…و اگر…

اینک همه چیز داشت، اما هنوز خوشبخت نبود!

از خداوند پرسید: حالا همه چیز دارم، اما بازهم خوشبختی را نیافتم.

خداوند فرمود: بازهم بخواه.

او گفت: چه بخواهم؟ هر آنچه را هست، دارم.

خداوند فرمود: بخواه که دوست بداری؛ بخواه که به دیگران کمک کنی و هر چه را داری با مردم قسمت کنی.

و او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید، لبخندی که بر لب ها می نشیند و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد. رو به آسمان کرد و گفت:

«خدایا! خوشبختی اینجاست. در نگاه و لبخند دیگران

معجزه این است که هرچه داشته هایت رابیشتر با دیگران سهیم شوی، داراتر می شوی

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.