داستان عبرت آموز جدید نیمه دوم دی ماه 93 در کافه جوک

داستان عبرت آموز جدید نیمه دوم دی ماه 93 در کافه جوک
داستان عبرت آموز جدید نیمه دوم دی ماه 93 در کافه جوک

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز جدید نیمه دوم دی ماه 93 در کافه جوک

داستان عبرت آموز

وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد!

دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود!

نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و …

فردا روز پدر بود.

دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت :

بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم.

خدای من!

حالا چکار کنم؟

همون طور که کاغذ دیواری رو از دور قوطی باز می کرد ، ذهنش مشغول اتفاق دیروز بود.

در قوطی رو باز کرد.

خالی بود!

بازعصبانی شد و گفت :

این که خالیه!

و جواب شنید که :

پره پدر!

پر از بوس!

باباجون چند ماهه هر وقت که می خوام بخوابم این قوطی رو محکم بغل می کنم و کلی بوس واسه تو

می ذارم توش ، بوس هام رو ندیدی؟!

پدر که خیلی شرمنده شده بود ، فکر می کرد چجوری باید رفتارهای غلطم رو جبران کنم؟

سه روز بعد ، دختر کوچولو در سانحه ای جونش رو از دست داد.

و پدر موند و اون قوطی.

شب ها قوطی رو محکم بغل می کرد و یکی یکی بوسه های خیالی رو از توش در می آورد و روی

گونه هاش می گذاشت و پهنای صورتش رو اشک می پوشوند…

ولی یادمون باشه تا عزیزامون هستند و هستیم ، رد عشق

رو هم تو زندگی هامون ببینیم و بگذاریم.

نکنه روزی بیاد که با حسرت به خودمون بگیم :

ناگهان چقدر زود دیر می شود…

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز

پسرک از پدر بزرگش پرسید: درباره چه می نویسی؟

 

پدر بزرگ پاسخ داد:درباره تو پسرم,اما مهمتر از آنچه مینویسم,مدادی است که با آن مینویسم.میخواهم وقتی بزرگ شدی تو هم مثل این مداد بشوی!

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید,گفت:

اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام!

پدر بزرگ گفت:بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی,در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری,برای تمام عمرت به آرامش میرسی:

صفت اول:

میتوانی کارهای بزرگ کنی,اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت میکند.اسم این دست خداست,او باید همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم:باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی.این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد,اما آخر کار نوکش تیزتر میشود و اثری که از خودش به جا میگذارد ظریف تر و باریک تر است.پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی,چرا که این رنج باعث میشود انسان بهتری شوی.

صفت سوم:مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم.بدان که تصحیح یک کار خطا کار بدی نیست,در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است

داستان عبرت آموز 

صفت چهارم:چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست,زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است.پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام صفت پنجم مداد:همیشه اثری از خود به جا میگذارد.پس بدان هر کار در زندگی ات میکنی,ردی از تو به جای میگذارد وسعی کن نسبت به هر کاری که میکنی هشیار باشی و بدانی چه میکنی.(پسشاید همیشه نتوانی از پاک کن استفاده کنی)

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز

داستان عبرت آموز

روزی بهلول بر هارون الرشید وارد شد

 

هارون گفت:مرا پندی بده

 

بهلول پرسید:اگر در بیابانی بی آب و علف تشنگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی,در مقابل جرعه ای آب چه میدهی؟

 

گفت:صد دینار طلا

 

پرسید:اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

 

گفت:نصف پادشاهی ام را

داستان عبرت آموز 

بهلول گفت:حال اگر به مرض حبس البول مبتلا گردی و رفع آن تنوانی چه میدهی که آن را علاج کنند؟

 

گفت:نیم دیگر سلطنتم را

 داستان عبرت آموز

بهلول گفت:پس ای خلیفه,این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.