امروز اصلا حال و حوصله ی درست و حسابی ندارم خیلی عصبیم

امروز

امروز اصلا حال و حوصله ی درست و حسابی ندارم خیلی عصبیم

امروز از یه طرف خیلی خوشحالم ولی از ی طرف خیلی عصبی هستم

امروز ناشکر نیستم ولی این چه زندگی هست که ما میکنیم…ببخشیدا ببخشیدا ببخشیدا ما زندگی نمیکنیم زندگی ما رو میکنه 

خدا رو شکر زندگیم خیلی سر تر از همه هست خیلی ها هستن جای خواب ندارن غذا واسه خوردن ندارن ولی من اینا رو دارم خدا رو شکر

ولی خداییش خسته شدم…

تا کی باید روزامون تکراری باشه تا کی باید از این و اون بخوریم

نه که اونا کاری کنند نه نه اصلا من این و نمیگم ولی خیلیا هستن یه سوتفاهم براشون پیش میاد و هرچی رفاقت بینتون بوده رو به فنا میدن

من یخاطر این بشر دروغگو تو کل خانواده شدم بخاطر ایشون نامزدم رو فرستادم تو ی خونه ی دعا نویس که معلوم نبود اذیتش میکنن نمیکنن حتی بر میگرده یا نه

بخاطرش از مامانم پول قرض گرفتن گفت 1م برج میدم شد 23 م برج داد من جلو خونوادم بد قول شدم

همه کاری کردم بخاطرش اونم تا جایی که میتونست تو رفاقت کم نزاشت

ولی بخاطر یه سو تفاهم یه حرفی مادرم به مادرش زده مادرش بد شنیده …همیییین 

بخاطر همین میخواد من رو بزنه کل خونوادم رو میخواد بکشه اصن ی وضعیتی هستا

بخدا اگه ازش بترسم که جوابش رو نمیدم نه ولی میگم به احترام رفاقتمون ولش کن

اما تا کی الان 2 شبه همین طور اس های تهدید آمیز میده

واقعا گیج شدم نمیدونم چیکارش کنم 

از یه طرف میگم رفیقم

از ی طرف دیگه میگم غلط میکنه من و خونوادم و تهدید میکنه

از یه طرف میگم الان عصبی هست ولش کن…

واقعا نمیدونم خداایییش نمیدونم

آقا جرا دروغ بگم این و که الان دارم مینویسم تقریبا بغض گرفته گلوم رو 

مثل داداش خودم دوستش دارم ولی تازه دارم میشناسمش

برای که خودش آدم خوبه در بیاد همه  ی رازای که ازم میدونست تو خونواده پخش کرد و ابروم و برد…

ببخشید سرتون رو درد اوردم

ولی نیاز داشتم یه طوری خودوم رو خالی کنم

بازمم ببخشید عزیزان

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.